بیشتر
62 بازدید فیلم نقد فیلم admin ۰۷ شهریور ۱۳۹۸ بدون دیدگاه

نقد و بررسی فیلم متری شیش و نیم

Rate this post

نقد و بررسی فیلم متری شیش و نیم

خلاصه داستان :

چند تن از مأمورین پلیس مبارزه با مواد مخدر به سردستگی صمد (پیمان معادی) به دنبال فروشنده بزرگ شیشه در تهران به اسم ناصر خاکزاد (نوید محمدزاده) هستند…

صفحه Imdb

نقد و بررسی فیلم:

فیلم جدید سعید روستایی شروعی غافلگیر کننده و پرهیجان دارد. سکانس تعقیب و گریز ابتدایی فیلم به اندازه کافی برای جلب توجه تماشاگر کافی به نظر می رسد و پس از آن سی دقیقه ابتدایی فیلم نیز با ضرباهنگ مناسب و معرفی شخصیت ها، نوید بخش یک اثر سینمایی جذاب و تماشایی در ژانر سینمای اجتماعی را به مخاطب خود می دهد.

اما این ویژگی های مثبت خیلی دوام نمی آورد و خیلی زود مشکلات یکی پس از دیگری از راه می رسند تا تمام ویژگی های مثبت فیلم را از میان ببرند.

متاسفانه فیلم در همان یک سوم پایانی و زمانی که با شیب نسبتاً تندی در حال سقوط است، غائله را ختم نمی کند و اثر را به پایان نمی رساند چراکه قصد دارد جزئیات آنچه که بر سر شخصیت های داستانش آمده را به تصویر بکشد و در این مسیر ضعف های دیگری را خلق می نماید که تغییر و تحول یکباره صمد ( پیمان معادی ) در سکانس آخر یکی از این موارد است.

تغییری که در طول داستان هیچ پیش زمینه ای برای آن ارائه نمی شود و نمی دانیم که چگونه به یکباره صمد می بایست حس همدردی کسب کرده باشد و آن آدم کم اعصاب همیشگی در طول فیلم نباشد؟ آیا فیلم هیچ نشانه ای از تغییر روحیات صمد به مخاطب ارائه می کند که در نهایت تصویر او را تغییر می دهد ؟ پاسخ خیر است.

در میان بازیگران، بهترین بازی متعلق به پیمان معادی در نقش مامور پلیس است که مخصوصاً در ابتدای فیلم به خوبی آن را به اجرا درآورده است. به راحتی می توان گفت که شخصیت صمد یکی از واقعی ترین پلیس هایی است که در سالهای اخیر در سینمای ایران خلق شده. صمد شخصیت خاکستری است که نشانی از پلیس همواره مثبت و بی نقص و عاری از هرگونه اشتباه را ندارد و مانند تمام انسانهای جامعه دچار خشم و اشتباه می شود و حتی در دقایقی از فیلم به دروغ متوسل می شود تا کار خود را راه بیندازد. معادی در نقش صمد بازی بسیار خوبی ارائه داده و چنانچه فیلمنامه یکدست می بود، می شد که از او به عنوان یکی از ماندگارترین پلیس های سینمای ایران نیز یاد کرد.

نوید محمد زاده در نقش ناصر نیز بازی خوبی ارائه داده اما چنانچه شخصیت پردازی ناصر می توانست بهتر باشد، محمد زاده فرصت بهتری برای خارج شدن از کالبد کلیشه ای سالهای اخیرش به عنوان یک قربانی شرایط می داشت و می توانست بازی متفاوتی از خود ارائه نماید.

ناصر در « متری شیش و نیم » یک مواد فروش بزرگ و ترسناک معرفی می شود اما آنچه که فیلم از ناصر ارائه می دهد، شخصیتی متزلزل و کم مایه با رگه های احساسی بالاست که تعریف درستی از آن در فیلمنامه ارائه نمی شود و به همین جهت او گنگ باقی می ماند. هرچند که بازی نوید محمد زاده بهرحال شخصیت ناصر را سرپا نگه داشته می دارد.

با تمام ضعف هایی که « متری شیش و نیم » سعید روستایی داشته، باید به نکات مثبت فیلم نیز اشاره کرد که فیلمبرداری یکی از آنهاست.

فیلمبرداری که در دقایقی از فیلم از محیط داخلی خارج شده و به سطح شهر می آید تا چندین سکانس جذاب از جمله جمع آوری معتادان و سازماندهی آنان را به تصویر بکشد.

سکانس هایی که البته می توانست کارکرد بهتری جز فرم مستند وار داشته باشد. موسیقی نیز نقش پررنگی در داستان ایفا می کند و متناسب با سکانس های فیلم، قطعات گوش نوازی را می نوازد.

تدوین فیلم نیز اگرچه می توانست وضعیت بهتری داشته باشد اما روی هم رفته می توان از آن به عنوان نکته مثبت یاد کرد.

فیلم به درستی در ابتدا برای شکل دهی شخصیت ناصر خاکباز در ذهن مخاطب، به سراغ اطرافیان او می رود و از هریک از آنان صحبت های متفاوتی درباره شخصیت و کاریزمای او می شنود.

در یکی از این موارد، ما با نامزد سابق ناصر ( پریناز ایزدیار ) مواجه می شویم که در هنگام بازجویی به نکات جالب توجهی درباره شخصیت ناصر اشاره می کند که می تواند نمایانگر حال و روز عجیب او و تمام تناقض هایی باشد که او در جدال با آن در زندگی کنونی اش می باشد. اما فیلم به محض یافتن ناصر، تمام پیش زمینه های ذهنی که درباره او ساخته شده بود را برهم می زند و شخصیتی ساده را ترسیم می کند که هیچ ویژگی منحصر به فردی درباره او به چشم نمی خورد.

پس از تماشای فیلم جدید سعید روستایی همچنان به چند صحنه درخشان و کارگردانی هوشمندانه و سطح‌بالای فیلم فکر می‌کنم و با مرور کلیت اثر تنها و تنها به این می‌رسم که «متری شیش و نیم» قربانی‌شده‌ترین فیلم سال است، آن هم نه به دلایل بیرونی بلکه قربانی‌شده توسط خود نویسنده و کارگردان که فیلم را در مسیری اشتباه قرار داده و در نهایت آن را به زمین کوبانده است.
سکانس آغازین فیلم آنچنان بیننده را به درون آن می‌کشاند که مجالی برای فکر کردن به او ندهد و چه چیزی بهتر از اینکه یک فیلم شروعی این‌چنین جذاب داشته باشد، شروعی که با ریتم و تمپوی سریع اتفاق می‌افتد و همین ریتم را تا یک ساعت اول به خوبی حفظ می‌کند تا در میان همین کی ساهت درخشان، چند سکانس درخشان‌تر بگنجاند و خود را یک سر و گردن از سایر فیلم‌های همنوع بالاتر ببیند.

نگاه سعید روستایی به مساله اعتیاد، این‌بار با درهم‌آمیزی یک درام اجتماعی و یک فیلم پلیسی شکل گرفته است، اما نه از آن دست فیلم‌های پلیسی رایجی که در سینما ما دیده شده، از آن‌هایی که می‌توان در بهترین سینماهای جهان پیدایشان کرد و به تماشا نشست.

مهمترین خصیصه‌ای که فیلم را تبدیل به اثری سطح‌بالا در یک ساعت نخست می‌کند، وجود دوربینی به شدت دقیق و منحصر به فرد در نمایش به اندازه و درست ویژگی‌های هر صحنه و انتخاب دکوپاژهای درست برای هرکدام از صحنه‌هاست و این دو فاکتور مهم در حال نمایش تقابل دو شخصیت از جنس خیر و شر هستند که در نیمه نخست فیلم به بهترین شکل ممکن جان‌دار شده و خصیصه مهم سوم را برای قابل‌قبول شدن اثر شکل‌داده‌اند.

بازی درجه یک پیمان معادی در نقش صمد که بیننده را با پلیسی مواجه کرده که تا کنون در سینمای ما دیده نشده، پلیسی سخت‌گیر و جدی که دارای ضعف‌های بسیاری است و همواره یک‌گام جلوتر از شخصیت بد قصه در حال حرکت است و می‌تواند به او از موضع قدرت نگاه کند، البته نه به خلافکاری خرد، بلکه به بزرگترین آن‌ها که غرق در پول و قدرت است.

شکل‌گیری شخصیت صمد به عنوان یک پلیس خاکستری که می‌تواند بد باشد، جذابیت‌های فیلم را بیشتر خواهد کرد، زیرا او به عنوان شخصیت محوری اثر، آن‌چیزی نیست که بیننده به دیدنش عادت کرده، او مشکل خانوادگی حادی دارد و پرونده مفتوحی در دادگاه به عنوان پلیس، در عین حال به دنبال ترفیع نیز می‌گردد و شاید برای رسیدن به آن دست به هرکاری بزند.

در مقابل او شخصیت ناصر با اجرای دیدنی نوید محمدزاده وجود دارد که با تمام بدی‌هایش و حس نفرتی که در بیننده نسبت به خود ایجاد می‌کند، ویژگی‌های خوبی هم در ذات خود دارد و به وجود آن‌ها افتخار می‌کند.

تقابل این دو شخصیت که در نام شخصیت‌های پروتاگونیست و آنتاگونیست فیلم هستند و در واقع به خوبی خاکستری و مملو از ضد و نقیض، کشمکش اصلی فیلم را ایجاد کرده است.

در نیمه نخست فیلم چند کار اساسی برای پردازش این دو شخصیت انجام می‌شود. نخست پردازش شخصیت صمد در همان سکانس ابتدایی فیلم و پیوندی که او با بیننده به عنوان پلیسی وظیفه‌شناس برقرار می‌کند و در پی آن عدم حضور فیزیکی ناصر به عنوان شخصیت منفی و اما حضور غیرفیزیکی و کلامی او در فیلم که بیننده را مشتاق به دیدن این شخصیت خواهد کرد.

پس پیش از اینکه او.لین مواجهه فیزیکی به ناصر برای بیننده رخ دهد، شخصیت او تا حدودی شکل گرفته است. دوم اولین تقابل صمد و ناصر است، جایی که پلیس در طی یک عملیات وارد خانه ناصر می‌شود و او را در آپارتمانی مجلل و در حالی که نیمه جان است و از پشت او اولین تصویرش به بیننده داده می‌شود، دستگیر می‌کند. سوم یکی از درخشان‌ترین سکانس‌های فیلم است، جایی که ناصر با دستبند به میله‌های اداره پلیس بسته شده و صمد درخواست می‌کند که او بماند تا تنها با هم صحبت کنند.

ناصر به دلیل موقعیت فیزیکی مجبور به خم شدن است و صمد از موضع بالا به او می‌نگرد و جای دقیق دوربین در این سکانس بیشترین میزان همراهی را برای بیننده ایجاد خواهد کرد، ناصر به صمد پیشنهاد رشوه می‌دهد و پاسخ صمد به این پیشنهاد در جذاب‌ترین شکل ممکن داده می‌شود، او به شکلی پاسخ می‌دهد که بیننده ابتدا خیال کند که او در حال بازی با ناصر است، اما پس از مدتی کوتاه خیالش عوض شود و باور کند که صمد می‌تواند این رشوه را قبول کند، شاید در همان لحظه نه، اما بعدا احتمال رخ دادن این اتفاق برود.

چهارم یکی دیگر از سکانس‌های درخشان فیلم است، جایی که صمد، ناصر و همکار صمد در ون پلیس نشسته و در حال انتقال ناصر هستند، میزانسنی دقیق که صمد را کاملا آزاد و قدرتمند نشان می‌دهد و ناصر را در ضعیف‌ترین حالت ممکن، و صمد که متوجه ضعف ناصر شده او را متهم به بچه‌کشی می‌کند و درخشان‌ترین لحظه بازی نوید محمدزاده در همین سکانس و جایی است که اعتراف می‌کند هرکاری در زندگیش انجام داده به جز این که بچه‌ای را بکشد.

پنجم سکانس متقابل انتقال ناصر در دادگاه است، جایی که در اتاقی نه‌چندان بزرگ صمد و ناصر در سر و ته یک نیمکت و در دوطرف متهمین نشسته‌اند، دوربین که از لانگ‌شات شروع می‌کند و کم‌کم با بالاگرفتن دعوای صمد و ناصر به تک‌شات‌های هرکدام از آن‌ها می‌رسد، به خوبی می‌تواند دوئل این دو را که حالا به اوج رسیده نشان دهد. ناصر که متوجه دو موضوع نسبت به صمد می‌شود به خوبی از موقعیت استفاده کرده و او را متهم به دزدی می‌کند،

نخست اینکه صمد همچنان پرونده‌ای مفتوح در دادگاه دارد و دوم اینکه رسیدن فیلم‌های بازداشتگاه به دادگاه دو تا سه روز طول می‌کشد.

این چند عمل که به خوبی در نیمه نخست فیلم پیاده و اجرا شده‌اند، «متری شیش و نیم» را در همان یک ساعت تبدیل به اثری کرده‌اند که می‌توانست یکی از بهترین فیلم‌های تاریخ سینمای ما باشد اما حیف از بزرگ‌خواهی بی دلیل روستایی و عدم حفظ انسجام اثر به عنوان یک فیلم پلیسی تمام‌عیار که به شکلی صحیح و البته منحصربه‌فرد در حال نمایش بخشی از مصائب جامعه است،

جامعه‌ای که در اینجا محدود به پلیس و خلافکاران ریز و درشت شده است. دو دلیل را می‌توان برای نیمه دوم فیلم که دچار افتی شدید می‌شود قائل شد. نخست اینکه در نیمه دوم فیلم سعید روستایی نمی‌تواند به اندازه حرف بزند و تلاش می‌کند تا آرمان‌هایی را در فیلم جای دهد که با کلیت اثرش فاصله‌ای دور و دراز دارد، به عنوان مثال سکانس دستگیری معتادان با آن میزانسن شلوغ و پردردسر و یا سکانس دستگیری شریک ناصر که فیلم را از آن جذابیت تقابل خیر و شر دور می‌کند.

و یا سکانس ملاقات خانواده با ناصر که کاملا به بیراهه می‌رود و برخورد قاطع پلیس با یک خلافکار بزرگ جای خود را به ژیمناستیک‌بازی برادرزاده ناصر می‌دهد و بازی بد بازیگران در آن صحنه اختلافی فاحش در تمامیت اجراهای بازیگران ایجاد می‌کند.

دوم عجله روستایی برای ورود شخصیت بد فیلم و دستگیری زودهنگام او که تا لحظه اولین حضور فیزیکیش کاملا خوب در ذهن بیننده شکل گرفته و حتی جذاب هم به نظر می‌رسیده، باعث می‌شود که ایده‌های او برای دوئل این دو شخصیت به انتها برسد و فیلم به ورطه‌ی درام‌های اجتماعی مرسوم در سینمای ما برود و دچار رفت و برگشت‌هایی شود که چندان قصه را به جلو نمی‌برند و بیشتر ایده‌آل‌گرایانه به نظر می‌رسند.

در واقع داستان «متری شیش و نیم» جذاب است، زیرا همواره مساله اعتیاد و پرداختن به آن جذاب بوده، و حالا نگاه منحصر به فرد روستایی به این مساله و ساختن پلیسی با تناقض‌های بسیار و بدمنی که در عین برانگیختن اوج نفرت می‌خواهد کار خوب انجام دهد، کشش این موضوع را بیشتر هم کرده است و جذابیت شخصیت‌های اصلی فیلم به خوبی در چند سکانس شکل گرفته‌اند،

اما پیرنگ فیلم از نیمه دوم دچار مشکل می‌شود. بیننده می‌تواند با پیشینه و کلیت داستان کنار بیاید، اما پیرنگی که به عنوان بخشی از زندگی شخصیت‌ها می‌بیند، دچار چندپارگی می‌شود و پرداخت بیش از حد به زندگی شخصی بدمن فیلم برای ایجاد حس ترحم در بیننده و دور شدن از آن فضای ابتدایی فیلم و پرداخت به قراردادهای مرسوم در درام‌های اجتماعی ایرانی، فیلم را قربانی می‌کند و در نهایت «متری شیش و نیم» که می‌توانست یک اثر اجتماعی/پلیسی درخشان باشد را به یک فیلم متوسط‌الحال تبدیل می‌کند.

منبع
مطلب چه طور بود؟
Rate this post
این نوشته توسط admin ارسال شده است.تعداد نوشته ها : 58
دیدگاه خود را بنویسید
بدون دیدگاه